خدایـــــــا سپــــــــــــــــــــــــــــــــــــاس..!!

موسسه خیریه سفره سخاوت

به نام خالق بی همتا.

 سلام دوستان

قبل از اینکه سرور بلاگفا بهم بریزه. من یک پست در مورد معرفی موسسه خیریه سفره سخاوت گذاشتم.

مؤسسه خیریه سفره سخاوت، در اسفندماه سال 1383 باهدف تأسیس و راه‌اندازی "مراکز شبانه‌روزی نگهداری ایتام و کودکان بی‌سرپرست" با اخذ مجوز رسمی از سازمان بهزیستی شروع به فعالیت نموده و الان هم در قالب دو مرکز دخترانه و پسرانه فعالیت می کند.

 

 

من این موسسه رو به طور کامل میشناسم و به دوستانی که من و وبلاگم رو خوب میشناسند پیشنهاد می کنم حتما به سایت خیریه سری بزنند.

و البته اگر دوست داشتید می تونید در این خیریه عضو بشید و در هر زمینه ای اگر تونستید کمکی بکنید اعلام کنید.

حتی اگر شما شخصی هستید که در زمینه ی تبلیغات فعالیت می کنید می تونید در جهت آشنایی دیگران با این موسسه همکاری کنید.

سایت خیریه سفره سخاوت

پی نوشت 1 : این هفته که الان در اون هستیم ، هفته ی اکرام هست و من به همین مناسبت مجددا به معرفی این خیریه برای شما دوستانی که در پست قبلی من موفق نشدید با این سایت آشنا بشید گذاشتم.

پی نوشت 2 : شب های قدر هست و روزهای التماس دعا. ما رو فراموش نکنید ...

[ سه شنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۴ ] [ 11:23 ] [ زمستانه ] [ ]

چقدر زود همه چیز عوض می شود...

به نام خدای یکتا و بی همتا

 

سلام دوستان

البته دیگه معلوم نیست کسی اینجا رو بخونه.

این روزهااینقدر شبکه های اجتماعی روی گوشی ها رونق پیدا کرده که ملت هر کاری داشته باشن با اون ها انجام میدن.. حتی برای خوندن یک مطلب جدید هم.

ولی با همه ی این اوصاف من بازم اینجا رو دوست دارم. فقط منتظر بودم زودتر بلاگفا کاراشو سر و سامون بده تا منم بتونم دوباره پست بذارم.

واقعا چرا اینقدر همه چیز زود تغییر می کنه؟ تا دیروز ما بودیم و دنیای بلاگستان ، امروز خالیه خالیه.. حداقل کاش اینقدر سکوت نمی شد.

 

پی نوشت 1 : ماه رمضانتون مبارک ... التماس دعای زیاد تو این شب هاااا.

پی نوشت 2 : دلم بسی تنگ است.. برای روزهای پر شور وبلاگم..

پی نوشت 3 : ممنونم از دوستانی که برای تبلیغ خیریه همکاری می کنند. اجرتون با ایزد منان 

 

[ چهارشنبه دهم تیر ۱۳۹۴ ] [ 10:9 ] [ زمستانه ] [ ]

موسسه خیریه سفره سخاوت

به نام خداونده بخشنده و مهربان

 

سلام دوستان.

این روزها که در ماه رجب هستیم، روزهای زیبایی هستند که هر لحظه می بایست دست بر دعا برداریم.

حیفه که قشنگی این ماه رو از دست بدهیم.

یا حتی اگر می تونیم در کارهای خوب خوب سهیم باشیم و بهره مون رو از این ماه بیشتر کنیم.

توی این پست می خواهم شما رو با یک موسسه خیریه آشنا کنم.

خیریه ای که که در واقع خانه ای است برای بچه ها.

بچه هایی مثل همه ی بچه های دنیا پر از شور و نشاط و عاطفه و سرشار از استعداد ولی متاسفانه از داشتن خانواده محروم هستند.

اطلاعات بیشتر در مورد این خیریه رو می تونید در سایت خیریه مطالعه کنید. ( برای ورود به سایت روی عکس کلیک کنید).

البته در این سایت که در واقع بیشتر یک سایت فرهنگی است می تونید حتی اگر خودتون با کودکان سر و کار دارین برای تربیت اونها از روش ها و پژوهش هایی که محققان برای ارایه تربیت دینی در این موسسه داشتن، بهره ببرین.

امیدوارم این آشناییت راهی باشه برای شماهایی که دوست دارید توی کارهای خیر سهیم باشید ولی دنبال یک مکان مطمئن می گردین.

پی نوشت1 : من خودم  این خیریه رو خیلی خوب میشناسم.

 پی نوشت 2: در آتی یک لوگو برای تبلیغ در وبلاگ اینجا قرار می دهم تا شماهم اگر دوست داشتید در این تبلیغات سهیم باشید.

درپناه خالق بی همتا.

اجرکم عندالله

[ دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 11:44 ] [ زمستانه ] [ ]

خدایا...

بسم رب النور

به نام خالقی که بخشنده است..

 

صبح که می شود با عجله بلند می شوم..

با عجله صبحانه می خورم..

با عجله حاضر می شوم..

با عجله دانشگاه می روم..

با عجله کار می کنم..

با عجله بر می گردم...

با عجله می خورم..

با عجله می خوابم...

و با عجله نماز می خوانم..

و با عجله عبادت می کنم..

و آخر با عجله خواهم مرد..

 

قصه ی عجیبی است.. داستان دویدن ما..

وقتی فکر می کنم، می بینم چقدر ناراحت کننده است که عجله می کنیم برای تمام شدن روزهایمان..

اندکی تامل، شاید قدم بعدی آخرش باشد..

نمی دونم..

نه فقط واسه خودم، بلکه واسه همه ی آدم ها غصه می خورم..

همه ی "با عجله ها" یه طرف نماز و عبادتش یه طرف.

همین آخریاست که روح میده به بقیه کارامون.. ولی همینا رو واسش از همه کم تر وقت میذاریم.

 

حیفه.. واقعا حیفه..

از همه بیشتر"درست " بندگی خدا رو نکردن حیفه..

 

[ چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ ] [ 20:55 ] [ زمستانه ] [ ]

قلبم..

به نام خالق مهربانی ها..

 

صبحی دل انگیز، خورشید در قلبم تابید..

نگاهم را جلا بخشید..

روشنایی در دلم لانه کرد..

زندگی رنگی دوباره گرفت

گل لبخند زد

و آسمان بارید..

و در دلم مهرت جوانه زد

خدا خواست

و من عاشق شدم..

 

پی نوشت : یک روز پرنده ای بر بام زندگی ام نشست و در دلم نیز..

               با اجازه بزرگ ترا چندیس به جمع متاهلین پیوسته ایم.

               ان شاء الله به زودی با بهترین گزینه ممکن برای همه ی آرزومندها...

[ چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 21:25 ] [ زمستانه ] [ ]